در سال ١٩٢٣ در روستای ارگوش از توابع بخش شیروان مزن در شهرستان مرگسور در استان اربیل متولد شده است، در سال ٢٠١١ در شهر اربیل درگذشت و در قبرستان ذوالفقار در شهرک حریر دفن شد..
کارنامه مبارزاتیدر سال ١٩٤٣ به انقلاب دوم بارزان (١٩٤٣- ١٩٤٥) میپیوندد و در جمهوری دموکراتیک کردستان در شهر مهاباد در کردستان ایران شرکت میکند، در سال ١٩٤٧ خود و برادرانش (سلیم رشید و حسین رشید) ژنرال مصطفی بارزانی را در مسیر تاریخیاش به سوی اتحاد جماهیر شوروی همراهی میکنند.
پس از سقوط جمهوری دموکراتیک کردستان، او از جمله پیشمرگههایی بود که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق خواکورک و دشت برازگر به خاک کردستان شمالی در روستای خواکورک و سپس به روستای ارگوش و منطقه هرکی بنهجی بازگشت.
پس از بازگشتشان، ژنرال مصطفی بارزانی در ٦ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسهای با همراهانش تشکیل میدهد و آنها را در ماندن یا رفتن به سوی اتحاد جماهیر شوروی مختار میگذارد، در آنجا تمامی همراهان تصمیم به ادامه دادن و حرکت به سوی اتحاد جماهیر شوروی میگیرند.
در ٢٢ مه ١٩٤٧ ژنرال مصطفی بارزانی را به سوی اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در نبرد گل کوتول (قطور) و نبرد پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رودخانه ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سوی شوروی عبور کرد..
پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمام همراهانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک اردوگاه سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، اسکان داده شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی میشدند و از لحاظ خوراک و پوشاک و رفت و آمد با آنها مانند اسرای جنگی رفتار شد. سپس با تصمیم حکومت شوروی میان مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به یک اردوگاه در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در تاریخ ٢٣ همان ماه لباس نظامی دریافت کردند و تحت نظر افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی میدیدند. در همان حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همراهانشان که باسواد بودند، درسهای یادگیری زبان کردی به آنها داده میشد..
پس از رفتار بد جعفر باقروف با همراهان بارزانی، تصمیم گرفته میشود که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به اردوگاه چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه میدهند.
در مارس ١٩٤٩ به همراه همراهانش به صورت دستهها و گروهها با قطار میان روستاهای اشتراکی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوزها (زمینهایی که مردم از حکومت اجاره میکردند و سپس سهم حکومت را میدادند) کار میکردند.
پس از تلاش بسیار و فرستادن نامههای متعدد توسط ژنرال بارزانی برای استالین، سرانجام نامهای به دست استالین میرسد که در آن بارزانی از مشکلات همراهان خود میگوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت همراهان بارزانی را میدهد و سرانجام تصمیم کمیته بر این میشود که همگی در شهر وریفیسکی جمع شوند، به همین دلیل محمد رشید شمذین در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریفیسکی در شوروی میرود..
در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تاسیس میشود، محمد رشید شمذین در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همراهانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت..
پس از بازگشتشان به میهن در سال ١٩٦١ و آغاز انقلاب ایلول دوباره به وظیفه پیشمرگایتی باز میگردد و در انقلاب ایلول شرکت میکند، در مقابل تلاشها و خستگیهایش برای پیروزی جنبش آزادیخواهی کردستان، در کنگره ١٣ پارتی دموکرات کردستان توسط رهبر مسعود بارزانی مدال بارزانی نمیر به وی اهدا شده است..
منبع:١- آرشیو هیئت دانشنامه پارتی دموکرات کردستان.


