بعثی‌ها در فوریه سال ١٩٦٣ از طریق یک کودتای نظامی علیه عبدالکریم قاسم و دولتش پیروز شدند و حاکمیت عراق را به دست گرفتند. رهبری انقلاب کرد پشتیبانی خود را از دولت جدید اعلام کرد و امیدوار بود که آنان تن به این دهند که مسئله کرد به شیوه‌ای صلح‌آمیز و عادلانه حل شود. اگرچه بعثی‌ها در ابتدا نیروی چندانی نداشتند که بتوانند با آن با انقلاب کرد بجنگند، لذا آتش‌بس اعلام کردند و گفتگو میان آنان آغاز شد.

طبیعتاً گفتگوها چندان نپایید زیرا حکومت شروع به آماده‌سازی کرد و توانست در مدت ٣ تا ٤ ماه خود را جمع‌وجور کرده و نیروهایش را سازماندهی کند. سپس به تب و تاب تهدید سرکوب انقلاب کرد افتاد و گفتگوها با سران انقلاب را رد کرد. در ماه ژوئن ١٩٦٣ جنگ و تهاجم و حملاتش به مناطق انقلاب از سر گرفته شد، در تمامی آن مناطقی که تحت کنترل نیروی پیشمرگه انقلاب ایلول بود. 

از همان روز نخست جنگ، ارتش عراق از موصل به سمت زاخو و سایر مناطق بادینان، از کرکوک به سمت منطقه دشت کویه و چمچمال و سلیمانیه و رانیه و قلادزه، از محور دیگری از سلیمانیه به سمت قره‌داغ و گرمیان، همچنین از بغداد به سمت خانقین و کفری و کلار و دربندیخان و شارزور شروع به حرکت کرد. نقشه این بار حکومت عراق به گونه‌ای بود که در چندین محور جبهه جنگ ایجاد کند تا نیروی پیشمرگه و مناطق تحت کنترل انقلاب را از هم متلاشی کند. در این تهاجم و حمله، هر روستا و کوه و دشت و دره‌ای از کردستان که بر سر راهش قرار می‌گرفت را به آتش می‌کشید، به‌ویژه که حمله در تابستان و فصل درو و خرمن و محصولات کشاورزی بود تا توشه پیشمرگه را از بین ببرد و مردم کردستان را گرسنه نگاه دارد و منابع معیشتی پیشمرگه را قطع کند. 

حمله این بار حکومت عراق به کردستان با حملات دیگر متفاوت بود، به دلیل توافقی که با دولت سوریه انجام داده بود تا در سرکوب انقلاب کرد به او کمک کند، چرا که در آن دوران بعث در کشور سوریه نیز قدرت را به دست گرفته بود. برای این کار نیرویی از دولت سوریه به نام نیروی (یرموک) به فرماندهی سرهنگ فهد الشاعر مرز کشور عراق را درنوردید و از ارتش عراق برای حمله به نیروی پیشمرگه پشتیبانی می‌کرد. 

در ١ نوامبر ١٩٦٣ ارتش عراق با دو تیپ سه و پنج به فرماندهی سرهنگ سعید حمو، با پشتیبانی یک گردان تانک و یک نیروی نظامی سوری و چریک‌های مزدور (جاش) تهاجم گسترده‌ای را به منطقه چم رزان صورت دادند. این حمله از منطقه شوان و شیخ بزینی تا ناحیه آغجله را در بر گرفت تا به چم رزان رسید. نیروهای حکومت چند مکان را محاصره کردند مانند تاسلوجه، روستای عسکر، قلعه خلیفان، تا نزدیکی دوکان به سمت چم رزان. 

نیروی رزگاری پیشمرگه که مسئولیت دفاع از آن منطقه را بر عهده داشت، در برابر حمله حکومت ایستادگی کردند و توانستند خسارت سنگینی به آن وارد کنند اما نیروهای حکومت در حملات و تهاجمات خود همچنان پافشاری می‌کردند. پس از یک هفته توانستند بر چم رزان مسلط شوند. پیشمرگه نیروهایش را به منطقه سورداش و پیره‌مگرون و دره جافایتی عقب کشید، به دلیل نابرابری در نیرو و سلاح به‌ویژه نبود سلاح ضد تانک، با این وجود در جنگ پارتیزانی همچنان ادامه دادند برای ضربه زدن به پاسگاه‌ها و کمین گذاشتن در راه‌های اصلی و وارد کردن ضربات به نیروهای حکومت. 

پس از تصرف چم رزان حکومت خواست منطقه قره‌داغ و گرمیان و کفری و کلار و دربندیخان را جدا کرده و در محاصره قرار دهد، برای نابودی یک‌باره آن نیروی پیشمرگه لذا از بازیان و سلیمانیه و کرکوک شروع به لشکرکشی کرد. نیروی پیشمرگه آن منطقه نیز به سه بخش تقسیم شدند، بخشی از آنان به مناطق صعب‌العبور سرتکه و بمو و دربند بیلووله رفتند و بیش از دو ماه نیروهای حکومت را سرگرم کردند و فشار جنگ را بر مناطق دیگر کاهش دادند، بخش دوم آنان دو عملیات بزرگ را انجام دادند در زمبور و بالادست شرق شهر کرکوک با هدف قرار دادن چاه‌های نفت.

بخش سوم به ضربه زدن و تعقیب نیروی حکومت پرداختند که برای تهاجم و تصرف شهرک قره‌داغ رفته بودند، در این جنگ شمار زیادی از سربازان و افسران ارتش عراق و ارتش یرموک سوریه و جاش عرب که با چفیه سفید و عقال آمده بودند برای جنگ با کرد، کشته و زخمی شدند.   

این موضوع تاثیر زیادی بر تضعیف نیروهای حکومت داشت تا جایی که توان حمله کردن را از دست داد و با نیروی یرموک سوری دچار مشکل شد. برای رهایی از این بحرانی که در آن گرفتار شده بود و آن ناتوانی که بدان دچار شده بود، ناچار شد در پایان سال ١٩٦٣ به گفتگو پناه ببرد. چنین شد که در آغاز سال ١٩٦٤ ارتباط با دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان برقرار کرد از طریق یک افسر کرد به نام کریم قرنی، در ٣١ ژانویه ١٩٦٤ بارزانی رهبر انقلاب با استاندار سلیمانیه عمید عبدالرزاق سید محمود در رانیه دیدار کردند، پس از چندین نشست، آتش‌بس اعلام شد.           

منابع:

١- خوشوی علی کانی‌لنجی، خاطرات عزیز قاضی سورچی، انتشارات دانشفر، اربیل، ٢٠٢٣.

٢- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد، جلد سوم، بخش اول، انقلاب ایلول ١٩٦١-١٩٧٥، چاپ اول ٢٠٠٤.

٣- ابراهیم جلال، کردستان جنوبی و انقلاب ایلول بنیادگذاری و فروپاشی ١٩٦١- ١٩٧٥، چاپ چهارم، ٢٠٢١.

٤- شوکت ملا اسماعیل حسن، روزگاری در تاریخ انقلاب ایلول، انتشارات وزارت آموزش، اربیل، ٢٠٠٧.

٥- هوژین مسعود سرنی، شورش ایلول در منطقه بهدینان ١٠٦١- ١٩٧٥، چاپ اول، ٢٠١٨.

٦- آری کریم، چند صفحه زنده در انقلاب ایلول، انتشارات خبات، دهوک ١٩٩٩.