در سال ١٩٢٠ در روستای تیلی وابسته به ناحیه بارزان در شهرستان میرگه سور در استان اربیل به دنیا آمده است. در اتحاد جماهیر شوروی با خوشی رضا اصلان ازدواج کرده و صاحب دو پسر و یک دختر به نامهای خلیل سلیمان (١٩٥٠)، رمضان سلیمان و خدیجه سلیمان شدهاند. سلیمان عبدالله به هر دو زبان کردی و روسی تسلط داشته است. در ٣١ ژوئیه ١٩٨٣ در عملیات انفال بارزانیها توسط حکومت عراق در مجتمع قوشتپه به همراه دو پسرش به نامهای رمضان سلیمان و محیالدین سلیمان مفقودالاثر شدند.
کارنامه مبارزاتیسلیمان عبدالله در سال ١٩٤٣ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست و در نبردها مشارکت داشت. در ١٩ اوت ١٩٤٥ به دستور دادگاه عرفی نظامی عراق تمامی اموال منقول و غیرمنقول او مصادره شد. در ١١ اکتبر ١٩٤٥ پس از شکست انقلاب دوم بارزان، به شرق کردستان روی آورد. در ٣١ مارس ١٩٤٦ در نیروی بارزانی وابسته به ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد پیشمرگه شد. در ٢٩ آوریل ١٩٤٦ در نبرد قاراوای در منطقه سقز شرکت کرد.
پس از شکست جمهوری دموکراتیک کردستان در تاریخ ١٩ مارس ١٩٤٧ در نبرد نقده و اشنویه در شرق کردستان شرکت کرد. او از آن دسته پیشمرگههایی بود که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از راه خواکورک و دشت برازگر از طریق خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشت.
پس از بازگشت، ژنرال مصطفی بارزانی در ١٥ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسهای با همرزمانش برگزار میکند و آنان را در ماندن یا رفتن به اتحاد جماهیر شوروی آزاد میگذارد، در آنجا تمامی همرزمانش تصمیم به ادامه و حرکت به سوی اتحاد جماهیر شوروی میگیرند. در ٢٣ مه ١٩٤٧، ژنرال مصطفی بارزانی را به سوی اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در نبرد گلی قطور و نبرد پل ماکو شرکت نمود و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رودخانه ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سوی شوروی عبور کرد.
پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی همرزمانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک مجتمع روباز که با سیم خاردار محصور شده بود، نگهداری شدند و توسط گروهی از سربازان محافظت میشدند و از نظر خوراک، پوشاک و تردد مانند اسیران جنگی با آنها رفتار شد. سپس با تصمیم حکومت شوروی میان مناطق آقدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در تاریخ ٢٣ همان ماه لباس نظامی دریافت کردند و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی دیدند. همزمان روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همرزمانشان که سواد داشتند، به آنها درس یادگیری زبان کردی داده میشد.
پس از بدرفتاری جعفر باقروف با همرزمان بارزانی، تصمیم گرفته شد کمپ نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه دادند.
در مارس ١٩٤٩ به همراه همرزمانش به صورت گروهی و دستهای با قطار در میان روستاهای اشتراکی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوزها (زمینهایی که مردم از حکومت اجاره میکردند و سپس سهم حکومت را میدادند) کار میکردند.
پس از تلاش بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی برای استالین، سرانجام نامهای به دست استالین میرسد که در آن بارزانی از مشکلات همرزمانش میگوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت همرزمان بارزانی را صادر میکند و در نهایت تصمیم کمیته بر آن میشود که همه آنها در شهر وریویسکی جمع شوند، به همین دلیل نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی میرود.
پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و بر اساس هر دو ماده سوم و هفتم و بند (أ) از ماده دهم و کاربست ماده (١١) با استناد به قانون اصلاحشده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، او و همرزمانش شامل عفو عمومی شدند.
در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس شد، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همرزمانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشتند.
سال ١٩٦١ در انقلاب ایلول شرکت کرد، در نبردهای پیرس و سری بارزان شرکت کرد. پس از شکست انقلاب ایلول در سال ١٩٧٥ توسط حکومت عراق به جنوب عراق تبعید شد و در شهر حله سکونت داده شد و سپس به مجتمع قوشتپه منتقل شد، در تاریخ ٣١ ژوئیه ١٩٨٣ در عملیات انفال بارزانیها توسط حکومت عراق در مجتمع قوشتپه مفقودالاثر شد.
منابع:-
حیدر فاروق السامرائي، ضیاء جعفر ودوره السیاسي و الاقتصادي في العراق، (لندن – دارالحكمة - ٢٠١٦م).
-
ریکاری مزویری، ژنێن رۆس و ڕاگواستن و ئهنفال و كۆمهلكوژی، چاپ اول، (اربیل – چاپخانه مناره - ٢٠١٠ز).
-
شهوکهت شێخ یهزدین، یۆبیلی زێڕینی پێشمهرگه، چاپ اول، (پیرمام - چاپخانه خهبات - ١٩٩٦ز).
-
صالح یوسف صوفي، كرۆنۆلۆژیا كوردستانێ و جیهانێ، چاپ اول، جلد دوم، (دهوک - چاپخانه پارێزگهها دهوکێ - ٢٠١٣ز).
-
صالح یوسف صوفي، كرۆنۆلۆژیا كوردستانێ و جیهانێ، چاپ اول، جلد سوم، (دهوک - چاپخانه پارێزگهها دهوکێ - ٢٠١٣ز).
-
عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٢ز).
-
عهبدولڕهحمان مهلا حهبیب ئهبوبهكر، عهشیرهتی بارزان له نێوان ١٩٣١ - ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وهزارهتی رۆشنبیری – ٢٠٠١ز).
-
عومهر ههمزه ساڵح، جینۆساید و تاوانهكانی ڕژێمی بهعس دژی بارزانییهكان ١٩٧٥ - ١٩٩١ له زمانی شایتحاڵ و بهڵگهنامهكانهوه، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه ڕۆژههڵات - ٢٠١٧ز).
-
محهمهد ساڵح پێندرۆیی (جگهرسۆز)، ژیانی كهلتووری و كۆمهڵایتی دهڤهری مزووری باڵا، (اربیل – چاپخانه رۆژههڵات - ٢٠٢٠ز).
-
مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیخواهی کرد ١٩٣١ - ١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خبات - ١٩٩٨م).
-
نجفقلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، ترجمه: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - ١٩٩٦م).
-
آرشیو هیئت دائرهالمعارف حزب دموکرات کردستان


