محمد چیچو امین در سال ١٩٢٨ در روستای پیندرو از توابع بخش میرگه سور استان اربیل متولد شد، پس از آغاز انقلاب اول بارزان در کردستان جنوبی در سال (١٩٣١- ١٩٣٢) در سن سه سالگی به ترکیه آواره شد. سال ١٩٤٣ و پس از بازگشت ملا مصطفی بارزانی از سلیمانیه به منطقه بارزان و آغاز انقلاب دوم بارزان، به صفوف لشکر انقلابی بازگشت و در جنگهای تصرف پاسگاههای پلیس منطقه بارزان شرکت کرد. سال ١٩٤٧ به همراه ژنرال مصطفی بارزانی به اتحاد جماهیر شوروی رفت و در دانشگاه تاشکند مدرک دیپلم در رشته تاریخ دریافت کرد، که پس از بازگشت به عنوان معلم استخدام شد.
سوابق مبارزاتیسال ١٩٤٥ پس از شکست انقلاب دوم بارزان (١٩٤٣- ١٩٤٥)، به همراه جنگجویان و خانوادههای بارزانی به کردستان شرقی (ایران) آواره شد و پس از تأسیس جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد در اوایل سال ١٩٤٦، در نیروی بارزان به پیشمرگه جمهوری تبدیل شد و پس از سقوط جمهوری دموکراتیک کردستان در ماه دسامبر سال ١٩٤٦، به همراه لشکر انقلابی بارزان به فرماندهی ژنرال مصطفی بارزانی پس از چندین جنگ و نبرد علیه ارتش شاهنشاهی ایران، از طریق منطقه نازدارداغ در سه راهی مرزی ایران، عراق و ترکیه به کردستان جنوبی بازگشت و در صفوف لشکر در منطقه ایل مزوری مستقر شد.
در تاریخ ٦ ماه مه سال ١٩٤٧ و پس از تصمیم تاریخی ژنرال مصطفی بارزانی در جلسه ارگوش، مبنی بر تسلیم نشدن به حکومت عراق و حرکت به سوی اتحاد جماهیر شوروی، به همراه لشکر انقلابی بارزان با بیش از پانصد جنگجو و به رهبری ژنرال مصطفی بارزانی تصمیم به رفتن گرفت و به یکی از همرزمان بارزانی به اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شد. در طول ٢٨ روز پیادهروی مداوم در میان سختیها و طبیعت مسیر و رویارویی نظامی با ارتش سه کشور عراق، ترکیه و ایران و پس از موفقیتشان در جنگ مشهور شوت و عبور از پل قزلداغ ماکو، سرانجام در تاریخ ١٨ ژوئن به همراه جنگجویان بارزانی از رود ارس و مرز اتحاد جماهیر شوروی عبور کرد.
پس از عبور از مرز، توسط شورویها به همراه تمامی جنگجویان بارزانی به شهر نخجوان جمهوری آذربایجان منتقل شد و به عنوان اسیر جنگی در یک اردوگاه محصور نگهداری شد. پس از آنکه مسکو تصمیم گرفت بارزانیها را به عنوان پناهنده بپذیرد و پس از توافق ژنرال مصطفی بارزانی و جعفر باقروف رئیسجمهور آذربایجان، به همراه تمامی جنگجویان بارزانی به اردوگاهی در کنار دریای خزر در نزدیکی باکو پایتخت آذربایجان منتقل شد و توسط افسران آذربایجانی تحت آموزشهای فشرده نظامی قرار گرفت و در همانجا درس یادگیری نوشتن و خواندن زبان کردی توسط افسران کرد به آنها آموزش داده شد.
پس از تیره شدن روابط بین ژنرال مصطفی بارزانی و جعفر باقروف و آشکار شدن سوءنیت و بدگمانی باقروف نسبت به بارزانیها، به همراه تمامی جنگجویان بارزانی در تاریخ ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک جمهوری ازبکستان منتقل شد و در آنجا برای بار دوم به طور موقت تحت آموزش نظامی قرار گرفت.
در ماه مارس سال ١٩٤٩ پس از توطئههای باقروف و بریا معاون استالین، جنگجویان بارزانی از یکدیگر جدا شدند و با قطار دستهدسته در میان روستاها و مزارع کلخوز و تعاونیهای جمهوری ازبکستان پخش شدند و برای تأمین معاش زندگیشان همانند اسیران آلمانی به بیگاری و کارهای سخت روزانه گماشته شدند.
پس از تلاش بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال مصطفی بارزانی به کاخ کرملین و مقامات اتحاد جماهیر شوروی، سرانجام نامهای از بارزانی به دست استالین رئیس اتحاد جماهیر شوروی رسید. پس از رسیدن نامه بارزانی، توسط استالین تصمیم به تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت بارزانیها گرفته شد و سرانجام برای یک بار دیگر و در سال ١٩٥١ تمامی بارزانیها گرد هم آمدند و در شهر وریفسکی کنار دریای سیاه در جنوب روسیه امروزی ساکن شدند.
پس از ١١ سال ماندن در اتحاد جماهیر شوروی، سال ١٩٥٨ سیستم حکومتی پادشاهی در عراق فروپاشید و سیستم جمهوری به ریاست عبدالکریم قاسم قدرت عراق را به دست گرفت، با روی کار آمدن جمهوریخواهان راه بازگشت بارزانیها از اتحاد جماهیر شوروی باز شد و در تاریخ ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه تمامی جنگجویان بارزانی با کشتی گروزیا و از طریق بندر شهر بصره به کردستان جنوبی بازگشت.
سال ١٩٦١ و پس از تیرگی روابط بین بارزانی و عبدالکریم قاسم و خلف وعده حکومت از آن قولهایی که به کردها داده بود، انقلاب ملت کرد آغاز شد و محمد چیچو امین به صفوف انقلاب پیوست، در اکثر جنگها شرکت کرد همچون جنگ کوه متین، پیرس، مانگیشک و دول نهلی، در طول انقلاب نیز معلم بود یعنی هم پیشمرگه و هم معلم بود، در سال ١٩٧٥ به ایران آواره شد و پس از چند ماه به کردستان بازگشت، در سال ١٩٧٨ به مجتمع بحرکه منتقل شد. پس از شروع مجدد انقلاب در گولان ١٩٧٦ بار دیگر به صفوف انقلاب پیوست. در قیام ١٩٩١ شرکت کرد، در سال ٢٠١٠ در کنگره ١٣ مدال بارزانی به او اعطا شد. در ١٦ ماه فوریه ٢٠١١ درگذشت.
منابع:١-مجله دەنگی پێشمەرگە، شماره ٢٤، ٣١ دسامبر ١٩٩٩، محمد چیچو پیندرویی، تنظیم مصاحبه مقداد شاسواری، ص ١٩-٢٠.
٢-مجله پەیامی ئەیلوول، شماره ٢٥، اکتبر ٢٠١٢، محمد چیچو امین معلمی پرورشی و پیشمرگهای انقلابی و مبارز، ص ٧٢ و ٧٣.
٣-شوکت شیخ یزدین، یوبیل طلایی پیشمرگه، (پیرمام - چاپخانه خبات - ١٩٩٦ز)، ص ١٦، ٣٣.
٤-آرشیو هیئت دایرهالمعارف پارتی دموکرات کردستان.


