زندگی‌نامه

مصطفی صالح ملا عباس، در سال ١٩٢٣ در روستای زیوه از توابع ناحیه بارزان، شهرستان ميرگه‌سور در استان اربیل متولد شد. وی متأهل و دارای چهار پسر بود و در سال ١٩٩٩ در روستای دربوتک درگذشت و در قبرستان همان روستا به خاک سپرده شد.

کارنامه مبارزاتی

در سال ١٩٤٣ به دومین انقلاب بارزان (١٩٤٣- ١٩٤٥) پیوست و یکی از جنگجویان نیروی بارزان در جمهوری کردستان در مهاباد بود و در جنگ‌های علیه حملات ارتش ایران به جمهوری شرکت کرد.

در ٢٢ مه ١٩٤٧ ژنرال مصطفی بارزانی را به سوی اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در نبرد «گلی قطور» و نبرد پل ماکو شرکت نمود و پس از سختی‌ها و مشقت‌های فراوان، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سمت شوروی عبور کرد.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی همرزمانش در شهر «نخجوان» جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک مجتمع روباز که با سیم خاردار محصور شده بود، نگهداری شدند. گروهی از سربازان از آن‌ها محافظت می‌کردند و از نظر غذا، پوشاک و تردد، با آن‌ها همچون اسرای جنگی رفتار شد. سپس به دستور دولت شوروی بین مناطق آق‌دام، لاچین، آیدلخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در تاریخ ٢٣ همان ماه لباس نظامی دریافت کردند و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان، روزانه هشت ساعت تمرینات نظامی انجام می‌دادند. در عین حال، روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همرزمانشان که سواد داشتند، درس‌های آموزش زبان کردی به آن‌ها داده می‌شد.

پس از برخورد بد جعفر باقروف با همرزمان بارزانی، تصمیم گرفته شد که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع «چرچوک» در نزدیکی «تاشکند» پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به تمرینات نظامی ادامه دادند.

در مارس ١٩٤٩ به همراه همرزمانش به صورت دسته‌بندی شده با قطار در میان روستاهای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمین‌هایی که مردم از دولت اجاره می‌کردند و پس از برداشت محصول، سهم دولت را می‌پرداختند) کار می‌کردند.

پس از تلاش‌های بسیار و ارسال نامه‌های متعدد توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین رسید که در آن بارزانی از مشکلات همرزمانش سخن گفته بود. او بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت همرزمان بارزانی را صادر کرد و در نهایت تصمیم کمیته بر این شد که همه آن‌ها در شهر «ورِوسک» جمع شوند. بدین ترتیب مصطفی صالح در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر ورِوسک در شوروی رفت.

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالسلام عارف تشکیل شد. مصطفی صالح در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همرزمانش با کشتی «گروزیا» از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.

در سال ١٩٦٤ به نیروی پیشمرگه انقلاب ایلول پیوست و در نبردهای آن شرکت کرد.

منابع:

١- حامد گوهری، مدال بارزانی بالاترین نشان افتخار، جلد اول، (اربیل- چاپخانه حاجی هاشم- ٢٠١٥م).

٢- حمید گردی، چکیده تاریخ‌نامه، چاپ اول، (اربیل- انتشارات و چاپخانه آراس- چاپخانه وزارت آموزش و پرورش- ٢٠٠٤م).

٣- شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل- چاپخانه روژهلات- ٢٠١٣م).

٤- عمر فاروقی، سردار دانا: زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل- چاپخانه وزارت آموزش و پرورش- ٢٠٠٢م).

٥- عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان بین سال‌های ١٩٣١- ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل- چاپخانه وزارت فرهنگ- ٢٠٠١م).

٦- عبدالله غفور، فرهنگ جغرافیای اربیل، (اربیل- انتشارات آکادمی کردی- چاپخانه حاجی هاشم- ٢٠١٥م).

٧- کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه- چاپخانه پیوند- ٢٠١١م).

٨- در یادداشت‌های فرمانده شهید حَسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز با بارزانی؛ رفتن بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول، (اربیل- چاپخانه روشنبیر- ١٩٩٧م).

٩- لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثورة ١٤ تموز ١٩٥٨ فی العراق، (بغداد- دار الرشید للنشر- ١٩٧٩م).

١٠- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد ١٩٣١- ١٩٥٨، (دهوک- چاپخانه خبات- ١٩٩٨م).

١١- نجف‌قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانه‌های ارس، ترجمه شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام- یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان- ١٩٩٦م).

١٢- آرشیو هیئت دایرةالمعارف حزب دموکرات کردستان.