زندگینامه

قادر عبدالله جبرائیل، در سال ١٩٢٠ در روستای پیندرو از توابع ناحیه شیروان مزن، شهرستان مێرگه‌سور، استان اربیل متولد شده است. در سال ١٩٨٥ در شهرستان بحرکه‌ درگذشته است.

کارنامه مبارزاتی

در ٢٢ مه ١٩٤٧ ژنرال مصطفی بارزانی را به سوی اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرده و در نبرد «گلی کوتول» (قطور) و نبرد پل ماکو شرکت کرده است و پس از سختی و مشقت بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی واقع است، به سوی شوروی عبور کرده است.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی همراهانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک اردوگاه سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، مستقر شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از نظر خوراک و پوشاک و تردد، همانند اسرای جنگی با آنان رفتار شد. سپس با تصمیم حکومت شوروی، میان مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در تاریخ ٢٣ همان ماه به آنان لباس نظامی داده شد و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت تمرینات نظامی انجام می‌دادند. در همان حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همراهانشان که سواد داشتند، درس‌های آموزش زبان کردی به آنان داده می‌شد.

پس از بدرفتاری جعفر باقروف با همراهان بارزانی، تصمیم گرفته می‌شود که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به اردوگاه چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز تمرینات نظامی را ادامه می‌دهند. 

 در مارس ١٩٤٩ به همراه همراهانش به صورت دسته‌ها و گروه‌ها با قطار در میان روستاهای اشتراکی (کلخوز) اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمین‌هایی که مردم از دولت اجاره می‌کردند و سپس سهم دولت را می‌پرداختند) کار می‌کردند. 

پس از تلاشی بسیار و فرستادن چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین می‌رسد که در آن بارزانی مشکلات همراهانش را شرح می‌دهد و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت همراهان بارزانی را صادر می‌کند و سرانجام تصمیم کمیته این می‌شود که همه آنان در شهر وریویسکی گرد هم آیند، به همین دلیل قادر عبدالله در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی می‌رود.

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس می‌شود، قادر عبدالله در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همراهانش با کشتی «گروزیا» از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشته است.

منابع:

١- حامد گوهری، مدالیای بارزانی بالاترین نشان افتخار، جلد اول، (اربیل- چاپخانه حاجی هاشم- ٢٠١٥ز).

٢- حمید گردی، پوخته‌ی مێژوونامه‌ (خلاصه تاریخ‌نامه)، چاپ اول، (اربیل- مؤسسه چاپ و نشر آراس- چاپخانه وزارت آموزش و پرورش- ٢٠٠٤ز).

٣- شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل- چاپخانه روژهلات- ٢٠١٣ز).

٤- عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل- چاپخانه وزارت آموزش و پرورش- ٢٠٠٢ز).

٥- عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان در میان ١٩٣١- ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل- چاپخانه وزارت فرهنگ- ٢٠٠١ز).

٦- عبدالله غفور، فرهنگ جغرافیای اربیل، (اربیل- انتشارات آکادمی کردی- چاپخانه حاجی هاشم- ٢٠١٥ز).

٧- کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه- چاپخانه په‌یوه‌ند- ٢٠١١ز).

٨- در یادداشت‌های فرمانده شهید حه‌سو میرخان ژاژۆکی، ٦٢ روز همراه بارزانی، رفتن بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول، (اربیل- چاپخانه روشنبیری- ١٩٩٧ز).

٩- لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق، (بغداد- دار الرشید للنشر- ١٩٧٩م).

١٠- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد ١٩٣١- ١٩٥٨، (دهوک- چاپخانه خه‌بات- ١٩٩٨ز). 

١١- نجف‌قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانه‌های ارس، ترجمه: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام- یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان- ١٩٩٦ز).

١٢- آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.