حسو صالح در سال ١٩٠٠ در روستای سیدان از توابع ناحیه بارزان در شهرستان میرگه سور از استان اربیل به دنیا آمد. پیش از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی متأهل بود و همسرش هاجر عبدالله تمر نام داشت. آنها پسری به نام محمد داشتند که متولد سال ١٩٤٧ بود. وی در سال ١٩٩٣ در روستای سیدان درگذشت.
کارنامه مبارزاتیدر ٢٣ مه ١٩٤٧ و پس از نشست گسترده در روستای دری و تصمیم به حرکت به سمت اتحاد جماهیر شوروی، همراه با نیروها راهی شد. در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز بینالمللی ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، عبور کرد. در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ همراه با تمامی همرزمانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک اردوگاه سرباز که با سیمخاردار محصور شده بود نگهداری شدند. توسط گروهی از سربازان نگهبانی میشدند و از نظر خوراک، پوشاک و تردد، همانند اسرای جنگی با آنها رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی در مناطق آقدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به اردوگاهی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه لباس نظامی دریافت کردند و به سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت تمرینات نظامی انجام دادند. در همان حال، روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همرزمانشان که سواد داشتند، به آنها درس زبان کردی آموزش داده میشد.
پس از بدرفتاری جعفر باقروف با همرزمانش، تصمیم گرفته شد که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به تمرینات نظامی ادامه دادند.
در مارس ١٩٤٩ همراه با همرزمانش به صورت دستهجمعی و با قطار در میان روستاهای اشتراکی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس سهم دولت را میپرداختند) کار میکردند.
پس از تلاشهای بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی برای استالین، سرانجام نامهای به دست استالین رسید که در آن بارزانی مشکلات همرزمانش را شرح میدهد و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت همرزمان بارزانی را صادر میکند. سرانجام تصمیم کمیته این شد که همه آنها در شهر وریویسکی گرد هم آیند، بنابراین نامبرده در نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی رفت.
سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس شد و نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ همراه با همرزمانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.
در سال ١٩٦١ در انقلاب سپتامبر شرکت کرد، در سال ١٩٧٧ در انقلاب گولان شرکت کرد و سرگُرد بود. در سال ١٩٨٨ به عنوان پناهنده راهی جمهوری اسلامی ایران شد و در سال ١٩٩١ به کردستان بازگشت.
منابع:-
آرشیو هیئت دانشنامه پارت دموکرات کردستان
- حمید گردی، پوختهی مێژوونامه (خلاصه تاریخنامه)، چاپ اول، (اربیل - انتشارات آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤م).
- شعبان علی شعبان، ههندێك زانیاری سیاسی و مێژوویی (اطلاعاتی سیاسی و تاریخی)، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ٢٠١٣م).
- کاروان محمد مجید، بارزانییهكان له مههابادهوه بۆ سۆڤێت (بارزانیها از مهاباد تا شوروی)، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه په یوه ند - ٢٠١١م).
- مجله هتاو، شماره ١٥٤، سال ششم، اربیل، چاپخانه کردستان، جمعه، ١٥ آوریل ١٩٥٩.
- در یادداشتهای فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز با بارزانی، سفر بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبری - ١٩٩٧م).
- مسعود بارزانی، بارزانی و بزوتنهوهی رزگاریخوازی كورد (بارزانی و جنبش رهاییبخش کرد) ١٩٣١-١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خبات - ١٩٩٨م).
- نجفقلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، ترجمه: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی پارت دموکرات کردستان - ١٩٩٦م).


