حمید خسروی، سال ١٩٢٨ در شهر مهاباد به دنیا آمد، در اتحاد شوروی تحصیل کرد و سال ١٩٥٢ در دانشگاه تاشکند پذیرفته شد، در همان اتحاد شوروی با لوبو یوسف واسیلی ازدواج کرد، سال ١٩٧٦ رژیم ایران به اجبار نامبرده را به دولت عراق تحویل داد و به جنوب عراق تبعید شد و سپس در استان دهوک سکونت گزید، در ٤ ژوئن ٢٠١٠ درگذشت.
کارنامه مبارزاتیسال ١٩٤٧ همراهی ژنرال مصطفی بارزانی را کرد و به سوی اتحاد شوروی رفت و در نبرد قتور و نبرد پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی و مشقت بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز میان ایران و اتحاد شوروی واقع است، به سوی شوروی عبور کرد.
پس از رسیدن به اتحاد شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ همراه با همه همرزمانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک اردوگاه سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، قرار گرفتند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی میشدند و از نظر خوراک، پوشاک و تردد مانند اسرای جنگی با آنان رفتار شد. سپس با تصمیم حکومت شوروی میان مناطق آقدام، لاچین، آیولاغ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به یک پادگان در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه لباس نظامی به آنان داده شد و با نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی دیدند. در عین حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همرزمانشان که سواد داشتند، درس یادگیری زبان کردی به آنان داده میشد.
پس از بدرفتاری جعفر باقروف با همرزمان، تصمیم گرفته میشود که پادگان نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه میدهند.
در مارس ١٩٤٩ همراه با همرزمانش به صورت گروهی و دستهای با قطار میان روستاهای اشتراکی اتحاد شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس سهم دولت را میدادند) کار میکردند.
پس از تلاش بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال مصطفی بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به دست استالین میرسد که در آن بارزانی از مصائب همرزمانش سخن میگوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت همرزمان بارزانی را صادر میکند و در نهایت تصمیم کمیته این میشود که همه آنان در شهر وریفیسکی گرد هم آیند، به همین دلیل نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریفیسکی در شوروی میرود.
سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تاسیس میشود، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ همراه با همرزمانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت. سال ١٩٧٥ پس از شکست انقلاب ایلول به عنوان پناهنده به ایران رو میآورد.
منابع:-
آرشیو هیئت دائرهالمعارف حزب دموکرات کردستان
- مصاحبه مجله متین، همرزم بارزانی فقید عزیز قاضی خاطرات خود را بازگو میکند، بخش دوم، مجله متین، شعبه یک حزب دموکرات کردستان - متحد، شماره ٤٨، دوره سوم، دهوک، چاپخانه هاوار، ژانویه ١٩٩٦ م.
- حمید گردی، چکیده تاریخنامه، چاپ اول، (اربیل - انتشارات آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤ م).
- زرار سلیمان بگ درگلی، خاطراتم در سالهای ١٩٤٣-١٩٧٧، (سلیمانیه - چاپخانه رهند - ٢٠٠٢ م).
- صالح یوسف صوفی، گاهشماری کردستان و جهان، چاپ اول، جلد دوم، (دهوک - چاپخانه استانداری دهوک - ٢٠١٣ م).
- عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٢ م).
- کاروان محمد مجید، بارزانیها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پیوند - ٢٠١١ م).
- در یادداشت فرمانده شهید حهسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز همراه بارزانی رفتن بارزانیها به اتحاد شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری - ١٩٩٧ م).
- لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - ١٩٧٩ م).
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش رهاییبخش کرد ١٩٣١-١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خهبات - ١٩٩٨ م).


