زندگی‌نامه

سال ١٩١٨ در روستای «زیوه» از توابع ناحیه بارزان در شهرستان ميرگه‌سور در استان اربیل به دنیا آمد و سال ٢٠١٠ درگذشت.

کارنامه مبارزاتی

در ٢٣ مه ١٩٤٧ ژنرال مصطفی بارزانی را به سمت اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در جنگ «گلی قطور» و جنگ «پل ماکو» مشارکت داشت و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سمت شوروی عبور کرد.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمام همراهانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک مجتمع روباز که با سیم خاردار محصور شده بود، مستقر شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از نظر غذا، پوشاک و رفت‌وآمد همانند اسرای جنگی با آنان رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی، آنان در مناطق «آغدام»، «لاچین»، «آیولاخ» و «کلبجر» در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به یک پادگان در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه، لباس نظامی به آنان داده شد و با نظارت افسران جمهوری آذربایجان، روزانه هشت ساعت آموزش نظامی دیدند. همزمان روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همراهانشان که باسواد بودند، درس‌هایی برای یادگیری زبان کردی به آنان آموزش داده می‌شد.

پس از بدرفتاری «جعفر باقروف» با همراهان بارزانی، تصمیم گرفته شد که پادگان نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع «چرچوک» در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه دادند. 

در مارس ١٩٤٩ به همراه همراهانش به‌صورت گروهی و تیمی با قطار بر روی روستاهای اشتراکی (کلخوز) اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمین‌هایی که مردم از دولت اجاره می‌کردند و سپس سهم دولت را می‌پرداختند) کار می‌کردند. 

پس از تلاش بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین رسید که در آن بارزانی مشکلات همراهانش را شرح داده بود و او بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت همراهان بارزانی را صادر کرد و سرانجام تصمیم کمیته بر این شد که همگی در شهر «وریویسکی» جمع شوند، به همین دلیل نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی رفت.

پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و طبق هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و اجرای ماده (١١) با استناد به قانون اصلاح‌شده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، او و همراهانش مشمول عفو عمومی شدند. 

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست «عبدالکریم قاسم» تأسیس شد، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همراهانش با کشتی «گروزیا» از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.  

سال ١٩٧٠ در انقلاب سپتامبر مشارکت کرد و در جنگ‌ها حضور داشت، سال ١٩٧٥ پس از شکست انقلاب سپتامبر به عنوان پناهنده راهی پادشاهی ایران شد، سال ١٩٧٩ به کردستان بازگشت، سال ١٩٨٣ برای بار دوم به عنوان پناهنده راهی جمهوری اسلامی ایران شد، سال ١٩٨٤ در انقلاب گُلان مشارکت کرد و در جنگ‌های آن حضور داشت، سال ١٩٩١ به کردستان بازگشت. 

منابع:
  1. آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان

  2. کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پیوند - 2011م).

  3. مجله هتاو، شماره 154، سال ششم، اربیل، چاپخانه کردستان، جمعه، 15 آوریل 1959.

  4. در یادداشت‌های فرمانده شهید «حسو میرخان ژاژوکی»، 62 روز همراه با بارزانی، سفر بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری - 1997م).

  5. لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثورة 14 تموز 1958 في العراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - 1979م).

  6. بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد 1931 - 1958، (دهوک - چاپخانه خبات - 1998م).

  7. نجف‌قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانه‌های ارس، ترجمه: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - 1996م).