مصطفی سعید چیچو، در سال ١٩٢٢ در روستای بله از توابع ناحیه بارزان، شهرستان مێرگەسۆر در استان اربیل به دنیا آمد، متأهل بود و صاحب پنج دختر و دو پسر بود، در سال ١٩٨٣ توسط رژیم بعث در مجتمع قوشتپه انفال شد.
کارنامه مبارزاتیدر سال ١٩٤٣ به انقلاب دوم بارزان پیوست و یکی از جنگجویان نیروی بارزان در جمهوری کردستان در مهاباد بود، در نبردهای علیه حملات ارتش ایران به جمهوری شرکت کرد.
در ٢٢ مه ١٩٤٧ ژنرال مصطفی بارزانی را به سمت اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در نبرد گلی کتول (قطور) و نبرد پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی و خستگی فراوان، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رودخانه ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سمت شوروی عبور کرد.
پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی همرزمانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک مجتمع روباز که با سیم خاردار محصور شده بود، قرار گرفتند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی میشدند و از نظر غذا، پوشاک و تردد با آنان همانند اسرای جنگی رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی بین مناطق آقدام، لاچین، آغجهبدی و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در تاریخ ٢٣ همان ماه لباس نظامی به آنان داده شد و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی میدیدند. در عین حال، روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همرزمانشان که سواد داشتند، درسهای آموزش زبان کردی به آنان داده میشد.
پس از رفتار بد جعفر باقروف با همراهان بارزانی، تصمیم گرفته شد که کمپ نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز آموزش نظامی را ادامه دادند.
در مارس ١٩٤٩ به همراه همرزمانش به صورت دستهها و گروهها با قطار بین روستاهای اشتراکی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس سهم دولت را میپرداختند) کار میکردند.
پس از تلاشهای بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به دست استالین رسید که در آن بارزانی از رنجهای همرزمانش میگوید و او نیز بیدرنگ دستور تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت همرزمان بارزانی را میدهد و سرانجام تصمیم کمیته این میشود که همه آنها در شهر وریوسکی گرد هم آیند، بنابراین مصطفی سعید چیچو در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریوسکی در شوروی میرود.
در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست جمهوری عبدالکریم قاسم تأسیس شد، مصطفی سعید چیچو در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همرزمانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.
در سال ١٩٦١ به نیروی پیشمرگه انقلاب ایلول پیوست و در نبردهای آن شرکت کرد.
منابع:١- حامد گوهری، مدال بارزانی بالاترین نشان افتخار، جلد اول، (اربیل- چاپخانه حاجی هاشم- ٢٠١٥م).
٢- حمید گردی، چکیده تاریخنامه، چاپ اول، (اربیل- انتشارات آراس- چاپخانه وزارت آموزش- ٢٠٠٤م).
٣- شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل- چاپخانه روژهلات- ٢٠١٣م).
٤- عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل- چاپخانه وزارت آموزش و پرورش- ٢٠٠٢م).
٥- عبدالرحمان ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان بین ١٩٣١- ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل- چاپخانه وزارت فرهنگ- ٢٠٠١م).
٦- عبدالله غفور، فرهنگ جغرافیایی اربیل، (اربیل- انتشارات آکادمی کردی- چاپخانه حاجی هاشم- ٢٠١٥م).
٧- کاروان محمد مجید، بارزانیها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه- چاپخانه پهیوەند- ٢٠١١م).
٨- از یادداشتهای فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز با بارزانی، رفتن بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول، (اربیل- چاپخانه روشنبیری- ١٩٩٧م).
٩- لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثورة ١٤ تموز ١٩٥٨ فی العراق، (بغداد- دار الرشید للنشر- ١٩٧٩م).
١٠- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیخواهی کرد ١٩٣١- ١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خبات- ١٩٩٨م).
١١- نجف قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، ترجمه شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام- یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان- ١٩٩٦م).
١٢- آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.


