بخشی از یاران بارزانی در نخستین انقلاب بارزان (١٩٣١-١٩٣٢) و بخشی دیگر در دومین انقلاب بارزان (١٩٤٣-١٩٤٥) مشارکت داشتند و اکثریت قریب به اتفاق آنها در جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد در سال (١٩٤٦) سلاح دفاعی بر دوش داشتند، حتی مبارزانی در میان آنها بودند که از نخستین انقلاب بارزان تا قیام سال ١٩٩١ مشارکت داشتهاند.
یاران بارزانی بدون آنکه بدانند سرنوشتشان به کجا میرسد، زندگی خود را وقف آزادی ملت و حفظ ارزشها، سنتها و فرهنگ کردستان کرده بودند. یاران بارزانی پیرو راه بارزان و ژنرال مصطفی بارزانی بودند؛ تصمیم آنها برای عبور از مرزهای آن همه کشور، گواهی بر این واقعیت تاریخی است که در این راه آماده هرگونه فداکاری بودند، اگر چنین نبود؛ تاب آن همه سختی و مشکلات طبیعی و تعقیب و گریز اشغالگران را نمیآوردند، همان چیزی که در طول مسیر و اقامتشان در اتحاد جماهیر شوروی با آن مواجه شدند.
یاران بارزانی، از مبارزانِ جایجایِ مناطق و بخشهای مختلف کردستان تشکیل شده بودند، بدین معنا که تفاوتها و حتی آن مرزهای مصنوعی که کردستان را از هم جدا کرده بود، نتوانست مانعی برای همبستگی و همرأیی آنها شود. یاران بارزانی از نخستین کسانی بودند که در عمل ثابت کردند راه بارزانی، مکتب کُردایهتی و باور است و هر کس در این راه گام بردارد، کُرد بودن را به جای میآورد.
تصمیم به تسلیم نشدن و ادامه مبارزهپس از شکست جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد، بارزانیها ناچار شدند عقبنشینی کنند و تلاش کنند به خاک کردستانِ این سو برگردند، پس از کشتار، بمباران، توپباران، گرسنگی، سرما، بیماری و قحطی، بارزانیها در دو دسته به خاک کردستان عراق بازگشتند، دسته نخست که اکثریتشان زن و کودک بودند، همراه با شیخ احمد بارزانی بازگشتند و دسته دوم ژنرال مصطفی بارزانی و یارانش بودند که در ١٥ آوریل ١٩٤٧ از تسلیم شدن به اشغالگر سر باز زدند و تصمیم گرفتند راه مرگ و زندگی را انتخاب کنند و به مبارزه کُردایهتی ادامه دهند.
پس از درهم شکستن چندین حمله و توطئه رژیم شاهنشاهی ایران، در ١٩ آوریل، ژنرال مصطفی بارزانی نیروی خود را به پنج دسته به این شرح سازماندهی مجدد کرد: دسته اول به فرماندهی شیخ سلیمان بارزانی، دسته دوم به فرماندهی اسعد خوشهوی، دسته سوم به فرماندهی مامند مسیح، دسته چهارم به فرماندهی حمدامین میرخان و دسته پنجم به فرماندهی مستو میروزی.
ژنرال بارزانی و تمام نیروهایش در ٢٥ آوریل ١٩٤٧ به منطقه مزوری رسیدند و در روستای ارگوش گرد آمدند، در آن زمان پاسخ حکومت در خصوص آن گفتگوهایی که در ٢٣ ماه با هیئت حکومت عراق صورت گرفته بود، بازگشت. پاسخ بدین شرح بود؛ حکومت عراق راضی است، بارزانی و هوادارانش بدون قید و شرط به عراق بازگردند و حکومت آن حکمی که در سال ١٩٤٥ برای اعدام ملا مصطفی بارزانی صادر کرده بود را اجرا نمیکند، اما حکومت هر مجازات دیگری که شایسته بداند، بر او تحمیل میکند.
تصمیم به راهپیمایی به سوی اتحاد جماهیر شورویدر ٦ مه ١٩٤٧ ژنرال مصطفی بارزانی در روستای ارگوش با مشورت با فرماندهان تصمیم تاریخی خود را که پناه بردن به اتحاد جماهیر شوروی بود، اتخاذ کرد، همان لحظه تصمیم خود را به تمام نیروهایش اعلام کرد و دلایل آن را شرح داد و پیشمرگهها را برای بازگشت یا ماندن مختار کرد، نتیجه آن بود که همگی به اتفاق آرا تصمیم به ماندن گرفتند و وعده جانفشانی و تداوم دادند.
بارزانی؛ پس از سازماندهی و تقسیم نیروهای خود بر محورها و تعیین وظیفه هر محور، دستور حرکت به نیروهای خود داد، ٢٢ مه آن نیروها به روستاهای هرکی، باسیا، ستونی و دیگر روستاهای آن منطقه رسیدند، ٢٣ مه بارزانی و نیروهایش در روستای دری بودند، ٢٤ ماه آن نیروها وارد روستای بیداو شدند، مبارزان در ٢٥ ماه روستای بیداو را به مقصد روستای بایه ترک کردند و راه زینیا اسنگرا را در پیش گرفتند، سحرگاه ٢٧ آوریل ژنرال مصطفی بارزانی و نیروهایش پس از عبور از زینیا اسنگرا از مرز میان ایران و عراق گذشتند و شب را در روستای جیرمی ماندند.
صبح روز بعد از طریق خاک شرق کردستان، جیرمی را به مقصد روستاهای امبی، دربند و تلوئه که تخلیه شده بودند، ترک کردند. در طول روزهای ٢٩- ٣١ مه ١٩٤٧ ژنرال مصطفی بارزانی و نیروهایش در منطقه هرکیاتی ماندند.
در ٣١ مه منطقه هرکیان را به مقصد منطقه شکاک و روستای سیرو ترک کردند، ٣ ژوئن ١٩٤٧ در روستای دوستان به سمت روستاهای دیلزه، حاجی جوان و گوژهرهش به راه افتادند، مدت کوتاهی را در روستای گوژهرهش سپری کردند، وقتی به روستای هفلوران رسیدند، مردم بسیاری برای استقبالشان آمده بودند، همان شب بارزانی و نیروهایش به روستای بروشخوران رسیدند.
ژنرال مصطفی بارزانی به عنوان یک فرمانده نظامی آگاه و کارکشته پر از امید، مسئولان نیروها را جمع میکند و به آنها ابلاغ میکند: لازم است نان و تدارکات کافی با خود بردارند، چرا که مرحله بعدی مسیر، مرحلهای سخت و پرمخاطره است و میگوید: همین امشب و پیش از سحرگاه ٥ ژوئن باید دره قطور را پشت سر بگذاریم، یعنی طی هر دو روز ٤-٥ ژوئن، این در حالی بود که بارزانی از طریق راهنماها اطلاعات دقیقی درباره سختی و دشواری دره قطور داشت و میدانست آن مکان هیچ پیچ و خم و پناهگاهی ندارد، اگر نیروی نظامی در آنجا باشد، باید با آن روبرو شوند و با قدرت نظامی راه را بگشایند.
ژنرال بارزانی چنین صلاح دید که اگر نیروی دشمن در آنجا مستقر باشد، باید غافلگیرانه به آنها حمله شود، با این طرح نظامی آنها ایستادگی نمیکنند و سنگرهایشان را تخلیه میکنند، لذا به نیروهایش دستور داد از پایگاههایی که بین بروشخوران و دره قطور قرار داشتند، دوری کنند، به این دلیل ناچار شدند برای چند ساعت راهپیمایی کنند و وارد خاک کشور ترکیه شوند و دوباره به خاک ایران بازگردند، این برای آن بود که به سلامت از آن منطقه عبور کنند. این طرح نظامی یکی از بزرگترین موفقیتهای راهپیمایی بود.
سحرگاه ٥ ژوئن؛ بارزانی و نیروهایش به منطقه ایل عروسی رسیده بودند، روز بعد از روستای الندیان به هر دو روستای بلهسور و بلرَش رسیدند، بعد از ظهر هم به ییلاق حاجی بگ جمیل رفتند و عصر به روستای ملهَمی رفتند. در این روستا به منظور پرهیز از درگیری با نیروهای اشغالگر و حفظ جان مبارزان، بارزانی از میرزا عبدیِ اهالی روستا میپرسد، آیا ایمنترین راه به سوی رود ارس کدام است، میرزا عبدی در پاسخ میگوید راه ماکو- هاسون.
ژنرال مصطفی بارزانی و نیروی او شب ٧ بر روی ٨ ژوئن در روستای عمباریان میمانند و صبح ٨ ژوئن به روستاهای کلیس کند و آخداش در نزدیکی شهر ماکو میرسند، به دلیل آنکه نیروی عظیمی از ارتش ایران با پشتیبانی توپ و تانک و نیروی هوایی پس از رسیدن آنها تمامی راههای مواصلاتی منطقه را بسته بودند، آن دو روستا تخلیه شده بودند. در چنین شرایطی درگیری نظامی قابل انتظار است، ژنرال مصطفی بارزانی پس از پاکسازی دقیق منطقه، نیروهای خود را به دو بخش تقسیم کرد و فرماندهی بخش اصلی نیرو با حمدامین میرخان به همکاری مامند مسیح و مستو میروزی بود و از کلیس کند مستقیماً به دشمن حمله کردند، بخش دوم نیرو که اسعد خوشاوی فرماندهی میکرد و صالح کانیلنجی و سعید ولی بیگ دستیار او بودند، برای حمله از آخداش مامور شدند. در تاریخ ٩ ژوئن ١٩٤٧ در کوه سوسوز و دشت ماکو حمله به نیروهای ارتش ایران آغاز شد و بدون وقفه تا ١١ ژوئن ادامه یافت و در نتیجه جنگ، ژنرال بارزانی و نیروهایش توانستند راه را باز کنند و کنترل پل ماکو را به دست بگیرند، در نتیجه این امر در ١١ ژوئن از رودخانه زنگی عبور کردند و به روستای هاسون رسیدند، در این نبرد بارزانی بار دیگر ثابت کرد که در فرهنگ او و یارانش چیزی به نام غیرممکن وجود ندارد.
بارزانی و نیروهایش در تاریخ ١٣ ژوئن وارد ایل روند طایفه جلالی شدند و در آنجا نیز پس از بحث و جدلهای فراوان با رئیس طایفهشان آنجا را ترک کردند و در تاریخ ١٥ ژوئن به روستای سوکتیلی نزدیک رود ارس میرسند. ژنرال بارزانی به میرحاج احمد آکرهای و حاجی حیدر ارگوشی و خلیل ابراهیم ارگوشی و لاوکو دستور داد که از ارس عبور کنند و به روسها اطلاع دهند که بارزانی و نیروهایش میخواهند وارد خاک اتحاد جماهیر شوروی شوند، آنها نیز مستقیماً دستور را اجرا کردند و در ١٦ ماه به روستای سراجلو میروند و در آنجا یک پاسگاه پلیس وجود داشت و به آنها میگویند شما برگردید، ما به مسکو اطلاع میدهیم که شما آمدهاید و بعد هر پاسخی که مسکو داد، به شما خواهیم گفت.
نمایندگان بارزانی نزد ژنرال بارزانی برمیگردند، منتظر میمانند و هیچ پاسخی برایشان ارسال نمیشود، به همین دلیل رئیس مصطفی بارزانی، شیخ سلیمان شیخ عبدالسلام را مامور میکند تا ارس را قطع کند و به پاسگاه برگردد. وقتی به آنجا میرسد، به او اطلاع میدهند که پاسخ مسکو «بله» است. با وجود خروشان بودن رود ارس و وسعت آن، بارزانی و یارانش هر طور شده از رودخانه عبور میکنند و وارد خاک اتحاد جماهیر شوروی میشوند.
ژنرال مصطفی بارزانی و یارانش پس از آن همه مصیبت و سختی و برف و بمباران و توپباران و جنگ تنبهتن، در تاریخ ١٩ ژوئن به اتحاد جماهیر شوروی رسیدند و به نوعی خطر دشمن از سرشان کم شد، اما سختیهای زندگی همچنان ادامه داشت.
رسیدن به خاک اتحاد جماهیر شورویپس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ ژنرال مصطفی بارزانی و دوستانش به پادگانی وابسته به ارتش اتحاد جماهیر شوروی برده میشوند و همان روز بارزانی را از یارانش جدا میکنند و ملا مصطفی بارزانی را به مکان نامعلومی میبرند و یارانش را نیز به اردوگاهی روی رودخانهای میبرند که سه ساعت از شهر نخجوان دور بوده و نیروی زیادی آنها را محاصره میکرد و نه میگذاشتند کسی خارج شود و نه میگذاشتند کسی آن یاران را ببیند.
یاران بارزانی مدت چهل روز در اردوگاه میمانند و بدترین غذا و لباس به آنها داده میشد و نه چادری داشتند و نه خانهای که به داخل آن بروند، آنچه وجود داشت میدان اردوگاه بود که چند درخت در آن بود و تمامی یاران روزها به زیر سایه آن چند درخت میرفتند. در آن مدت که یاران بارزانی هیچ خبری از رئیس و رهبر خود نداشتند، به همین دلیل چندین بار تظاهرات کردند و اعتصاب غذا کردند و خواستار اطلاع از رئیس خود بودند، اما فعالیتهایشان بینتیجه بود، تا روزی که بارزانی به همراه چند افسر ارتش اتحاد جماهیر شوروی ظاهر شد و به آنها اطلاع داده بود که در آن اردوگاه آنها را به مکان دیگری منتقل میکنند.
یاران بارزانی به دستور دولت شوروی بر مناطق آغدام و لاچین و آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان توزیع شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی که در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان بود منتقل شدند. در تاریخ ٢٣ همان ماه لباس نظامی به آنها داده شد و به سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی دیدند. در عین حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از یارانشان که سواد داشتند، درسهای یادگیری نوشتن و خواندن زبان کردی به آنها آموزش داده شد.
پس از رفتار بد جعفر باقروف با آن آوارگان، ژنرال بارزانی نزد او میرود و به او میگوید، «ما به اتحاد جماهیر شوروی پناه آوردهایم تا به ما کمک شود، اما در اینجا با ما رفتار بسیار بدی میشود، برای همین یا خودت چارهای برای وضعیت یاران من کن، یا به من اجازه بده خودم به مسکو بروم»، اما باقروف هیچکدام را انجام نمیدهد. سپس در ٢٩ اوت ١٩٤٨ تصمیم گرفته میشود که کمپ نظامی نیروهای بارزانی از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز آموزش نظامی را ادامه میدهند.
در مارس ١٩٤٩ نیروهای بارزانی به صورت دسته و گروه با قطار بر روی روستاهای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی توزیع میشوند و در مزارع کلخوزها کار میکردند و باید با پنبهچینی و درو و گلکاری یا هر کار دیگری خود را زنده نگه میداشتند.
دور کردن و از هم گسستن نیروهای بارزانی، ژنرال مصطفی بارزانی را ناامید نمیکند و با وجود دورافتادگی در جزیره چمبای نیز در نامهنگاری به استالین ادامه میدهد، اما این بار نیز نامهها به دستش نمیرسد، تا سرانجام خودش فردی را مامور میکند و از او میخواهد نامه درخواستش را در پست ویژه قرار دهد، با این کار نقشهاش موفق میشود و ژنرال به تاشکند بازگردانده میشود و یارانش نیز همگی با هم در سال ١٩٥١ در وریویسکی جمع میشوند.
پس از جمع شدنشان در شهر وریویسکی که خیلی از شهر تاشکند دور نبوده، بارزانی هر شنبه به ملاقات یارانش میرفت و زندگی آنها نیز تغییر کرده بود و بخشی از آنها در آنجا ازدواج کرده بودند و صاحب فرزند شده بودند.
همچنین بخش بزرگی از انقلابیون نیروهای بارزانی پس از آنکه به خوبی زبان روسی را یاد گرفتند و پس از آنکه رئیس مصطفی بارزانی از مقامات شوروی درخواست کرد، اجازه دهند یارانش در دانشگاهها و موسسات تحصیل کنند، آن موافقت حاصل شد و همراهان بارزانی به دانشگاه پارتی شکول، ینگی یولی، تاشکند، ویوسک، مسکو و غیره رفتند و بیش از ١٢٠ در شهرهای گورکی، سراتوف، ایستانوف و تامبوف درس میخواندند. بخش بزرگی از آنها بیش از پنج سال تحصیل کردند، تا سرانجام در سال ١٩٥٩ برخی موسسه و برخی دیگر کالج را به پایان رساندند و بخشی از آنها نیز بعداً کارشناسی ارشد و دکتری نیز گرفتند.
بازگشت قهرمان میهنپس از پیروزی انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق، ژنرال مصطفی بارزانی پیروزی انقلاب را به عبدالکریم قاسم تبریک گفت، دولت جدید نیز تصمیم به بازگشت ژنرال بارزانی و یارانش به عنوان قهرمان گرفت. این بود که در ٢١ اوت ١٩٥٨ شهر مسکو را ترک کرد و در مسیر بازگشت توسط رئیس کشور رومانی و رئیس جمهوری چکسلواکی مورد استقبال قرار گرفت، در ١٧ سپتامبر با هواپیما به فرودگاه شهر پراگ رسید، دو روز بعد به فرودگاه قاهره رسید و در کاخ قبه توسط جمال عبدالناصر رئیس جمهور آن کشور مورد استقبال قرار گرفت، در ٦ اکتبر در فرودگاه مثنی شهر بغداد پیاده شد و توسط تمام اقشار عراق مورد استقبال قرار گرفت. دولت جمهوری عراق در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و طبق هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و کاربست ماده (١١) با استناد به قانون اصلاح شده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، حکم عفو یاران بارزانی را صادر کرد که در دوران رژیم سلطنتی به دلیل مشارکتشان در دومین انقلاب بارزان علیه آنها صادر شده بود.
بنابراین چه کسانی که در وریوسک بودند و چه کسانی که در جمهوری روسیه بودند، به شهر اودسای در ساحل دریای سیاه رفتند و در آنجا در تاریخ ١ آوریل ١٩٥٩ سوار کشتی گروزنی شدند و به سوی عراق رهسپار شدند و در ١٦ آوریل به بصره رسیدند و در آنجا توسط رئیس مصطفی بارزانی مورد استقبال قرار گرفتند و سپس به سوی کردستان حرکت کردند و با دیدار میهن و عزیزانشان شاد شدند.
یاران بارزانی؛ به عنوان نامی پرشکوه بر آن افراد مقاوم و مبارزی نهاده شد که تا زمانی که یک کرد باقی باشد، به مبارزه و شجاعت و تلاششان احترام میگذارد، چرا که آنچه آنها و ژنرال مصطفی بارزانی رهبر کارآمدشان انجام دادند، در تاریخ ملتهای روی زمین به ندرت اتفاق افتاده است.
این پایین نام آن یاران قهرمان رئیس مصطفی بارزانی است که در سفر به اتحاد شوروی همراهش بودند:
لیست یاران بارزانی1 آغا علی ناویداری
2 آودل حاجی میکائیل (آودل بژیانی)
3 آودل مصطفی عمر (آودل مستو)
4 آودل میرو عنتر (احمد میرو)
5 آل علی آل عثمان (آلو علی آلو)
6 آلی شیخومر بیدارونی
7 ابوبکر شیخ ابوبکر (حجی ابابکر)
9 احمد طه یانس (احمد طه)
10 احمد جسیم احمد (احمد جسیم)
11 احمد حدو قورتاس (ملا احمد حدو)
13 احمد حسن لشکری (احمد بیستری)
14 احمد حمو ملاشین (احمد بیداوی)
15 احمد علی جم
17 احمد عمر محمد (حجی احمد)
18 حجی احمد لوراکی (حجی احمد لوراک)
19 احمد لشکری (ملا احمد)
20 احمد محمد اسماعیل (احمد محمد سوت)
23 احمد یوسف عبدالرحمن
24 اسعد خوشاوی
25 اسعد رشو ملا حمزه (اسعد رشو)
26 اسعد سلیمان قادر
27 اسعد محمد خالید (اسعد حم)
29 الیاس عثمان حاجی (الیاس عثمان)
30 اینو شوکر داود (اینو تویی)
31 یوسف عبدالرحمن
32 ابراهیم بابکر اسماعیل (ملا برایم هسنکی)
34 ابراهیم حسن (برایم حسن)
35 ابراهیم خوشاوی رشید (ابراهیم ناوخوش)
37 ابراهیم شیخو ابراهیم (ابراهیم ملا شیخو)
39 ابراهیم ملا جلال (ابراهیم شکاک)
41 اسماعیل طه علی (اسماعیل بازی)
42 اسماعیل سلیمان
44 اسماعیل عبدالله همیره (اسماعیل عبدالله)
45 اسماعیل غفور حسین (سید اسماعیل سید غفور)
46 اسماعیل محمد احمد (اسماعیل محمد)
47 اسماعیل ملا یحیی
48 اسماعیل احمد علی (اسماعیل ملااحمد)
49 بابکر شیخ حسین لاچین (بابکر شیخ سین - بابکر شیخ یاسین)
50 بابکر محمد زبیر (بابکر محمد)
51 بادین قادر بادین (بادین دیزوی)
55 پیرموس عمر خلیل (پیرو یوسف-پیرو هروری)
57 پیرو حمد ابراهیم (پیرو حسو)
58 تاجدین حسن تاجدین (تاجدین ملاحسن)
59 تاجدین آقا تاجدین (تاجدین آقا)
63 تیمور جعفر موسی (تیمور شکاک)
66 تیلی عبدالکریم
68 طه حاجی طه
69 طه حدو چیچو (طه رشگ)
70 طه فقیه عبدالرحمن (ملا طه)
76 جمیل توفیق حسین (جمیل سور)
77 جمیل علی جمیل (جم علی جم)
79 جوهر حسین محمد
82 چتو محمد عبدالکریم (چتو بابسیوی)
83 چیچو حتم شمددین (چیچ حتم)
84 چیچو احمد حاد
85 حاجی حیدر سلیمان عبدی
86 حاجی شیخ امیر
87 حاجی علی جبرائیل (حاجی آلی جبرائیل)
88 حاجی عیسی
89 حاجی ملو
90 حاچک محمد حاچک (حاچک چمی)
92 حالی باپیر محمد (حالی کلوکی)
93 حالی محمد قادر (حالی محمد خلانی)
94 حالی مم حدو یوسف
95 حالی آغا
96 حالی احمد
97 حسو میرخان احمد ( حسو میرخان دولمری )
99 حسین طه ابراهیم (حسین ملا طه)
100 حسین جرجیس سعید
101 حسین خال ملاحاجی ابراهیم
102 حسین رشید شمدین (حسین رش)
103 حسین صالح نادر (حسو صالح)
104 حسین سلیمان ملو (حسین بازی)
105 حسین شکر میرالی (حسین میر شکر بیروخی)
107 حسین علی صالح هورماری (حسین علی هورماری)
108 حسین فقی خانو
109 حسین فقی احمد (حسو فق احمد)
110 حسین محمد چیچو
111 حسین محمد حسین
112 حسین محمد ککشار (حسو محمد)
113 حسین محمود مصطفی (گورگو-محمود بابکی)
114 حسین ملا تیمس (حسو ملا)
115 حسین ملکو محمد
116 حسین میرخان غزالی (حسو میرخان ژاژوکی)
117 حسین احمد طاهر (حسین احمد شار- حسو شار)
119 حاجی عزیز
120 حاجی عمر عبدالله
121 حاجی ملا علی
122 حاجی احمد سوار حاجی ماشو
123 حدو حسن
124 حدو فتاح میرمحمد قورتاس
125 حدو قادر قادر باویی
126 حدو محمد پریا (حدو مش)
127 حدو احمد حاد
128 حسکو میرو حسن
129 حسن بابیزدین حسن (ملا حسن باب یزدین)
130 حسن خال حمزه
132 حسن سوار عمر
133 حسن شمدین حاتم
134 حسن علی حسن (حسن علی شیروانی)
135 حسن عبدالله احمد
136 حسن محمد عبدالله (حسکو چیچو عبدالله)
137 حسن محمدسلیم عبدالوهاب
138 حسن محمد عنتر
139 حسن مصطفی وسمان
140 حسن ملا حسن
141 حسن ملا یحیی حسن
142 حسن ملامحمد تاجدین
143 حسن احمد خانهمیر
144 حسن احمد ابراهیم (حسن احمد ناز)
145 حسن ابراهیم عبدالله (حسکو ابراهیم)
146 حسن اسماعیل (حسن سمایل)
147 حکیم عمر ملاشنی (حکیم مام عمر)
148 حکیم یاسین طه
149 حم احمد حم (حمێ سینەمێ)
150 حمو شوان آغا (ممو شوان آغا)
151 حمید احمد حسن (حمید خسروی)
152 حجر عبدالکریم
153 حدو حسن حدو
154 حمو سلیمان رشید
155 حمو احمد رش (حمو رش)
156 خالد علی احمد (خالد ملا علی)
157 خالد محمد زبیر
158 خانو جوج خان
159 خداداد حسن خان میرهبگ
160 خدر خانو شیخ عمر
161 خدر رمضان
162 خزر حسن عباس (خدر خلکانی)
163 خزر عیسی خزر (خدر عیسی دولهمهری)
164 خزر وسمان سلیمان (خدر ملا وسمان)
166 خلیل شیخو مح (خلیل شیخو محمودی)
167 خلیل علی سلیمان (خلیل ملا علی)
168 خمو شمدین
169 خواجه حاجی مولود
170 خورشید تیلی
171 خورشید نبو
172 خورشید یوسف سلیمان (خورشید بارزانی)
173 خوستی سنجو خوستی
174 خوشهوی صوفی محمد
175 خوشهوی محمد حسن (خوشهوی بیخشاشی)
176 خوشهوی ملا محمد حم
177 داود یوحنا لاوکو
178 داود علی جمیل
179 درویش عمر عزیز
180 درویش کهکو قورتاس
181 درویش میرو محمدامین ملال آغا
182 رحمان محمود احمد (رحمان محمودی سور)
183 رضا اورهیی خدیدا حسن
184 رشید باقی محمد
185 رشید حمو حاجی
186 رشید رسول قورتاس لیرهبیری
187 رشید عزیز رشید
188 رشید کریم سلیمان (رشو کریم)
189 رشید نبی عبدالرحمن
190 رشید ابراهیم قادر (رشید میر)
191 رمضان حاجی عمر (رمضان کورانی)
192 ریحانه شلیمون کنانو
193 رسول ملامحمد تاجدین (ملا رسول تاجدین)
194 زاهر قادر
195 زرار سلیمان سلیمان (زرار سلیمان بگ)
196 زبیر فَقو حسن
197 ذیاب دور ذیاب (ذیاب بارزانی)
198 ذیاب ذیاب علی (ذیاب حسنی)
199 زیرو عزیز حمید
201 صالح طاهر خزیران
202 صالح حسین مراد
203 صالح حسن تمر
204 صالح خانو عثمان
205 صالح عبدالله فقیه
206 صالح علی ذیاب
207 صالح علی سلیمان (ملا صالح)
208 صالح علی محمد (ساکو علی - ساکو کانیلنجی)
209 صالح علی آغا محمود
210 صالح عمر حاجی پالانی (صالح پالانی)
211 صالح محمد سپینداری (صالح محمد محی)
213 صالح محمد قورتاس
214 صالح احمد حسین
215 صالح احمد عبدالله (صالح احمد عبدالله کورهمارکی)
216 سلیمان حدو شینو
218 سلیمان خال آل احمد
219 سلیمان سلیمان بکرخان (سلیمان بگ درگلی)
220 سلیمان شاولی عثمان (سلیمان شوالی)
221 سلیمان شریف ملاحسن
222 سلیمان شیخ عبدالسلام
223 سلیمان علی یاسین
226 سلیمان فَقو حسن
227 سلیمان لاچ سپینداری
230 سلیمان یاسین علی
231 سدو قادر قادر
232 صدیق بخشی احمد (صدیق بخشی)
233 صدیق خلیل یحیی
234 سعدی قاسم شین
237 سعید عمر جمیل
238 سعید عمر سعید (سعید ملا عمر)
239 سعید عبدالله قاسم (سعید ملا عبدالله)
240 سعید ولی بگ
241 سعید ابابکر (شیخ سعید ابوبکر)
242 سعید احمد حسکو - نادر (دکتر سعید بارزانی)
243 سلیم حسین مراد
244 سلیم خان مرعان
245 سلیم رشید سلام
246 سلیم رشید شمدین (سلیم رش)
247 سلیم زبیر ملا
249 سلیم شیخعمر احمد بیدودی
250 سلیم عزیز سلیم
251 سلیم عیسی یاسین
252 سید سالم طیب مصطفی
253 سید فقی عمر سکویی
254 سید محمدامین سید
255 سورکان عباس فقی
256 سیامند عزیز عارس
257 سین حسن
258 سین علی
259 سلیم حسن
260 سید ملا علی
261 شاحسین علی محمد
262 شاکر اوغز ذوالفقار (شاکر بیگ اوغز بیگ)
263 شاهین علی
265 شرف عبدالسلام بریندار (شرف ملا سلام)
266 شریف تاجالدین (ملا شریف)
267 شریف قورتاس ملا
268 شریف مصطفی
270 شکر داود عبدی
271 شکر محمد احمد
272 شیخ مرادخان شیخ (شیخ عمر)
273 شیخ عثمان محمدامین
275 شیخعمر زبیر عبدالله (شیخ زبیر)
277 شیخو عمر آغا (شیخ عمر مام آغا)
278 شیخعمر شینک عمر
279 شیخعمر عزیز عدو
280 شیخعمر محمد احمد (عمر محمد احمد)
281 شیخعمر مرعان حسن (شیخو مرعان)
282 شیخعمر ملا یونس (شیخ عمر شانهدری)
283 شیخعمر احمد حاد
284 شریف لشکری حسین
285 عارس خانو حسین
286 عارس محمد خان
287 عالی احمد عالی (حالی احمد حالی)
288 عبدال حسین شوکر
289 عبدالرحمن طاها احمد (عریف عبدالرحمن)
291 عبدالرحمن مصطفی حمد (عبدالرحمن گومهشینی)
292 عبدالرحمن ملا حبیب (ملا عبدالرحمن)
293 عبدالرحمن مفتی
296 عبدالرحیم عبدالله عمر (عبدالرحیم بابکئی)
297 عبدالکریم احمد
298 عبدیش عمر عبدیش
299 عزو قاسم برایم
300 عزیز حبیب (عزو ملا حبیب)
301 عزیز حسین میرخان (عزو حسین)
302 عزیز صالح عزیز
303 عزیز شیخومر عزۆ (عزۆ شیخومر)
304 عزیز قادر میران کلۆکی
305 عزیز قازی حمد (عزیز قازی)
306 عزیز مامل عزیز
307 عزیز محمد قادر (عوزیر خلانی)
308 عزیز محمد
309 عزیز مصطفی چلبی گومشینی (عزیز چلبی)
310 عزیز میرزا عزیز گویزی (حاجی عزیز)
311 علی حسن شین (علی تویی)
312 علی حمهده گۆج (علی محمد گۆج)
313 علی خان آڤدل
314 علی خلیل خوشهوی
315 علی زیرۆ
316 علی شعبان
317 علی عمر محمد
318 علی غازی
319 علی لاچین
320 علی محمد صدیق (شیخ علی شیخ محمد صدیق)
321 علی محمد قورتاس لیرهبیری
322 علی آغا تاجدین (حالی آغا تاژدین)
323 علی آغا
324 علی یونس
325 علی احمد علی (حالی احمد علی)
326 عمر باپیر نبی
327 عمر بایزید قادر
328 عمر چیچۆ
329 عمر حسین شکاک
330 عمر حدۆ عمر (اومر حدۆ شانهدری)
331 عمر حسن علی
332 عمر شیخ میر
333 عمر شیخۆ عبدالرحمن
334 عمر شینک (عمر شیخومر شینک)
335 عمر عبدالله
336 عمر فقی عمر
337 عمر محمد شریف
338 عومهر ملاشنی هۆستانی
339 عمر ئۆغز عمر
340 عمرآغا محمد عمرآغا (عمر آغا دولهمری)
341 عوزیر عزیز
342 عیسی حکیم یاسین
343 عیسی خالد
344 عیسی سوار
345 عیسی علی شیخ پالانی
346 عیسی محمد (عیسی محمد ملکۆ)
347 عبدالله جاسم بگ
349 عبدالله حسن عبدالله (عبدالله ئاڤهدۆری)
350 عبدالله حمۆ عثمان
352 عبدالله زیاب زیوهیی (ملا عبدالله زیوهیی)
354 عبدالله سلیمان فق عبدالرحمن
357 عبدالله محمود فقی اسماعیل
358 عبدالله مل حسن
361 علی جانگیر جادر
362 غزالی میرخان
363 غزالی ابراهیم آغا
365 فارس نعمان ابراهیم
366 فریا ملو چاوشین
367 فتاح عمر جمیل
368 فتاح احمدخان حمد (فتاح بگ احمد خان)
369 فرزی ملکو بارزانی
370 فز حدو کورت
371 فقی حسن میرو
372 فقیه محمد حسین
373 فیضی عثمان همیره
374 قادر درویش
375 قادر عبدالله
377 قادر احمد قادر شمدین عبدالله
378 قادر ابراهیم شاهین
379 قاسم سعدی عبدی
380 قاسم سلیم یاسین
381 قب خالد زبیر
382 کاظم مصطفی عمر
383 کاک علی فتاح
384 کامل زلمات
386 کژو عبدالله ملا
387 ککشوار احمد
388 ککو حسین
389 گوران عیسی گوران
390 لاوکو مامند مسیح
392 مالخو محمد
393 مام میرزا الندی (مام میرزا)
394 مامس رشید حس (مامس رش)
395 مامند مسیح
396 محمدامین عبدالله
397 محمدامین کریت
398 محمد بکر بابکر
399 محمد طه
400 محمد جلندی جبرائیل
401 محمد جمیل علی
402 محمد چاوشین شیخو
403 محمد چیچو پندرویی
404 محمد حالی
405 محمد حسن خدر
406 محمد حسن (ملا محمد حسن)
407 محمد حمو عثمان
408 محمد خال ملا
409 محمد رشید شمدین (محمد آغا رش)
410 محمد رشید محمد (محمد رش)
411 محمد صدیق بارزانی
412 محمد سوار
413 محمد شریف
414 محمد شکر
415 محمد شیرو محو علی شیرو
416 محمد علی شیخ محمد
417 محمد عبدالله
418 محمد عبدالله حسن
419 محمد عزیز عارس
420 محمد عزیز محمد
421 محمد علی آل
422 محمد عثمان
423 محمد عیسی محمد
424 محمد فق یزدین
425 محمد مام رش
426 محمد مصطفی حسن
427 محمد محمود
428 محمد ملا محمد
429 محمد نجیب محمد
430 محمد هادی توینار
431 محمد یاسین
432 محمد آقا بابکر
433 محمد آقا رش
434 محمد آقا عبدالله حسین
435 محمد آقا میرگهسوری
436 محمد احمد
437 محمد امین طاهر محمود
438 محمد امین حسن عبدالله
439 محمد امین سعید عثمان
440 محمد امین شمدین خالد
441 محمد امین فقیه حسن درگهلهای
442 محمد امین فقیه وسمن
443 محمد امین میرخان
444 محمد امین میکائیل صالح
445 محو حسن حمو حسن شکر
446 محیالدین بابازاده
447 مراد میکائیل حاجی
448 مراد آقا شیخو احمد
449 مصطفی جادر عارس
450 مصطفی جانگیر
451 مصطفی درویش شیخ نرگس (مصطفی نرگس)
452 مصطفی رشید صوفی (مصطفی رشو)
453 مصطفی صالح
454 مصطفی سعید چیچو
455 مصطفی شریف مصطفی
457 مصطفی عمر
458 مصطفی عبدالله فقیه نبی
459 مصطفی گوهر
460 مصطفی محمد بابکر (حجی محک)
461 مصطفی محمد طاها
463 مصطفی ایوب چیچو
464 مفردی خانو
465 ملحم ابراهیم خان
466 مجید حاجی طاها
467 مجید میکائیل بژیانی
468 مجید آودل نبی
469 محمود شوان آقا (ممو شوان آقا)
470 محمود عبدالرحمن
471 محمود عجم (سید-محمود عجم)
472 محمود فقیه احمد
473 محمود وسمن
474 مرعان محمد کلتی
475 مسیح عبدالله
476 مل صوفی هم
477 مل محمدامین عمر
479 ملا سلیمان موسی
480 ملا علی ملا عبدالرحمن
481 ملا گوج خدر
482 ملا میرخان بادین
483 ملا یونس مصطفی عمر
484 ملارش احمد
485 ملاشنی قورتاس
486 ملاک عبدالله سلیمان
487 ملکو زیرو
489 ملو پیرو احمد
490 ملو چاوشین حاجی ملو
491 ملو حسن ملو
492 ملو قورتاس سعید
493 مرادآقا شیخو
494 موسی بگ اوغز بگ
495 موسی ناخوش محمد
496 میران میرخان
497 میرحاج احمد
498 میرخان مامند تاجدین
499 میرخان نبی وسمن
501 میرزا آقا رشو
502 میرو چیچو چاوشین (میرو جوج)
503 میرو حیدر
504 میرو محمد اسماعیل
505 میرو محمود شروینی
506 میرو میرالی سلیم
507 میکائیل محمد جبرائیل
508 ملا احمد ملا (ملا رش)
509 ناخوش حسین
510 ناخوش حدو قورتاس
511 نبی حسن عبدالله (نبی سرآسن)
512 نبی یاسین (ملا نبی)
513 نعمان عبدالرحمن
514 همیره قاسم
515 وسمن شیخو احمد
516 ویسی علی حدو
517 یاسین حسن تاجدین
518 یاسین رشید فارس (یاسین رش)
519 یاسین میکائیل عمر
520 عزیز طها سپینداری
521 رشید عزیز ارگوشی


